تبليغاتX
غم زده غم زده

غم زده

من همان غم زده ی شهر غمم

 

خدايا خيلي چاكريم

خيلي مخلصيم

خدايا مرسي ازت  كه اين روزا رو بهم دادي

راستش هيچ وقت فك نميكردم طوري تو قرآن غرقم كني كه فرصت سر خاروندن نداشته باشم

ولي خدايا خودمونيما زياد سخت ميگيرم به بچه ها مخصوصا پسرا ي زير دستم كه كلافه هستن از دستم (شوخي)

خدايا حالا كه شده ياري كن تا اولين نشريمون با موفقيت در بياد

الهي آمين

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت21:28توسط ..... | |

خوب بازم بعد مدتها اومدم تا سري بزنم به وبلاگم

اين روزا ديگه اصلا وقت نمي كنم يه سر نت هم بيام

به لطف خدا و دوستان سردبير نشريه ي قرآني دانشگاهمون هم شدم

از دوستان ميخوام برام دعا كنن تا موفق بشم.

+نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت16:13توسط ..... | |

خوب بازم  شروع دانشگاست

ميدوني اين دفه نميدونم چمه (ميدونم چمه ها) دلم به درس و دانشگاه نميره

شوق قبلنا براي رفتن به دانشگامو ياد خودم ميارم و حسرت ميخورم

اين دفه ديگه واقعا ديوونه شدم

واقعا

+نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت11:33توسط ..... | |

دلم كه خيلي گرفته اونقد كه به زار زدنم ديگه چيزي نمونده

ديگه خستم از اين دنيا آخه اين دنيا چي داره كه مردم اينقد براش سر و دست ميشكونن

نمي دونم باز چم شده ...

نه ميدونم چم شده ولي خدا هر چي ميگم ياريم نمي كنه

اي خدااا

ببخش باز كفر گفتم

نه خدايا خيلي چاكريم ولي يه نظرم به ما بكن

+نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت18:6توسط ..... | |

باز رمضان

باز ماه ضیافت خدا

باز بهار دلها

باز عروج ملکوتی انسان

خدایا توفیق ده ما را که بتوانیم از این ماه عزیز نهایت بهره را ببریم

 

خدایا رمضان امسال من فقط یه چیز از تو میخوام

خدایا خیلی امیدوارم اونو بهم بدی

خدایا فقط تو میتونی جواب این همه دعا و شب زنده داری هامو بدی ...

خدایا دعامو قبول کن

+نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت21:23توسط ..... | |

دريا شده‌ست خواهر و من هم برادرش
شاعرتر از هميشه نشستم برابرش

خواهر سلام! با غزلي نيمه‌آمدم
تا با شما قشنگ شود نيم ديگرش

مي‌خواهم اعتراف كنم هر غزل كه ما
با هم سروده‌ايم جهان كرده از برش

خواهر زمان ،زمان برادركشي‌ست باز‌
شايد به گوش‌ها نرسد بيت آخرش‌

با خود ببر مرا كه نپوسد در اين سكون
شعري كه دوست داشتي از خود رهاترش

دريا سكوت كرده و من حرف مي‌زنم
حس مي‌كنم كه راه نبردم به باورش

دريا منم! هم‌او كه به تعداد موج‌هات
با هر غروب خورده بر اين صخره‌ها سرش

هم او كه دل زده‌ست به اعماق و كوسه‌ها
خون مي‌خورند از رگ در خون شناورش

خواهر! برادر تو كم از ماهيان كه نيست
خرچنگ‌ها مخواه بريسند پيكرش

دريا سكوت كرده و من بغض كرده‌ام
بغض برادرانه‌اي از قهر خواهرش

+نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت18:34توسط ..... | |

 

خــــــــدايــــــا!
اگر صلاح تو بر من در سوختن من است ميسوزم
ولی اگر غير از اين است و آنها مرا به اختيار خود ميسوزانند
به همه آنها لعنت ميفرستم
و اين لعنت را از ته قلب برای اجرا
به تو تقديم ميکنم....

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت20:20توسط ..... | |

 

نيمه شب بر در بكوبيدو بگفت عاشق خانه است ؟

متهم هستي و جرمت ديدن جانانه است

بعد بستند هر دو پايم را به سوي دلبران

گفت اين اسير زلفت همچون شانه است

بعد از من شاهد و برهان و مدرك خواستند

گفتمش كه شاهد من ساغر و پيمانه است

گفت چون پيمانه هر لحظه در آغوش لب است

نزد قانون ناشناس بيخود و بيگانه است

گفت طبق بند 2 از حكم عشق و عاشقي

گفت با حبس ابد محكوم در ميخانه است

اعتراض متهم وارد نشو بر دادگاه

از دفاع متهم معلوم شد ديوانه است

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت21:52توسط ..... | |

 

برخیز که در عشق خطر باید کرد

در راه خدا سینه سپر باید کرد

از غزه صدای العطش می آید

یاران حسین را خبر باید کرد

این خاک ز سنگ های سجیل پر است

فرعون زمان را ...

با لشکر ابرهه اگر حمله کند

باریکه ی غزه از ابابیل پر است

ای آنکه قتیل بی گناهی غزه

مظلوم و غریب و بی پناهی غزه

در خون تو نبش کربلا می بینم

انگار شبیه قتله گاهی غزه ...

 

                    خروش وبلاگی غزه 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت9:44توسط ..... | |